خرید بک لینک
ای بهار ای بهار ای بهار تو پرندهات رها بنفشهات به بار میوَزی پُر از ترانه میرسی پُر از نگار هرکجا رهگذار تُست شاخههای ارغوان شکوفه ریز خوشه اَقاقیا ، ستاره باربیدمشک زَرفشان لشکر ترا طلایه دار بوی نرگسی که میکنی نثار برگ تازهای که میدهی به شاخسار چهره تو در فضای کوچه باغ شعر دلنشین روزگارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 8:56

لبخندبی فایده استکسی که دلت را می خواندبه چهره ات نگاه نمی کندو تودر برابر اوراهی برای پنهان کاری ندارینترسبا رازهایت کاری نداردکمی مرتبشان می کندآنهایی را که خودت هم ندیده اینشانت می دهدمی بوسدتو منتظرِ دستهایت می ماندو تودر برابرِ امنیتِ اوبی دفاع ترین زنِ جهانی----------------------افادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 23:03

هر سال  یک بار از لحظه ی مرگمبی تفاوت گذشته ام بی آنکه بفهمم یک روز در چنین لحظه ای خواهم مرد .... ----------------------افشین یداللهی ( دی 1347 - 25  اسفند 1395) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 23:03

این ترانه بوی نان نمیدهدبوی حرف دیگران نمیدهدسفره دلم دوباره باز شدسفرهای که بوی نان نمیدهدنامهای که ساده و صمیمی استبوی شعر و داستان نمیدهدبا سلام و آرزوی طول عمرکه زمانه این زمان نمیدهدکاش این زمانه زیر و رو شودروی خوش به ما نشان نمیدهدیک وجب زمین برای باغچهیک دریچه، آسمان نمیدهدوسعتی به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: دوشنبه 23 اسفند 1395 ساعت: 22:31

سرگشته دلی دارم ، در وادی ِ حیرانیآشفته سری دارم ، زآشوب ِ پریشانیطبعی است مشوّش تر از باد ِخزان در منوز باد گرو برده ، در بی سر و سامانیاز یاد ِ زمان رفته ، آن قلعه ی متروکمتن داده به تنهایی ، خو کرده به ویرانیکورم من و سوتم من ، پروده ی لوتم منروح بَرهوتم من ، عریان و بیابانیتا خود نَفسی دارم ، باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: دوشنبه 23 اسفند 1395 ساعت: 22:31

زهر ترین زاویـــه ی شوکران مرگ ترین حقه ی جادوگرانداغ ترین شهوت آتش زدنتهمت شاعر به سیاوش زدنهر که تو را دید زمین گیر شدسخت به جوش آمدو تبخیر شددرد بزرگ سرطانی منکهنه ترین زخم جوانی منبا تو ام ای شعر به من گوش کننقشه نکش حرف نزن گوش کنشعر تو را با خفه خون ساختنداز تو هیولای جنون ساختنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: دوشنبه 23 اسفند 1395 ساعت: 22:31

من که در تنگ برای تو تماشا دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟

 دل پر از شوق رهایی است، ولی ممکن نیست
به زبان آورم آن را که تمنا دارم

چیستم؟! خاطرهی زخم فراموششده

لب اگر باز کنم با تو سخنها دارم ...

----------------------

فاضل نظری


برچسب: نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: دوشنبه 23 اسفند 1395 ساعت: 22:31

موسیقی «بوی عیدی» تکنوازی پیانو بسیار زیبا از فریبرز لاچینی / ویدئو ساخت خودمبوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگیبوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نوبوی یاس جانمازترمه ی مادربزرگبا اینا زمستونو سر می کنمبا اینا خستگی مو درمی کنمشادی شکستن قلک پولوحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیادبوی اسکناس تا نخورده ی لاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 22:38

من از نسل خودم نیستم نگاه ها رو نمیشناسم کمی دیرم واسه امروز کمی فرق داره احساسم همش گم میکنم راهو همش میترسم از جاده آخه ، آخه جایی ندارم من توی آغوش آینده نمیدونی چقدر سخته همش گم باشی توو رویا همش توی دلم میگم شاید دیر اومدم دنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 22:23

شعله ، انفس و آتشزنه آفاق استغم ، قرارِ دل پرمشغله عشاق استجام مِی نزد من آورد و بر آن بوسه زدمآخرین مرتبه مست شدن ، اخلاق استبیش از آن شوق که من با لب ساغر دارملب ساقی به دعاگویی من مشتاق استبعد یک عمر قناعت دگر آموختهامعشق گادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 22:23

بی تو به سامان نرسم ، ای سر و سامان همه توای به تو زنده همه من ، ای به تنم جان همه تومن همه تو ، تو همه تو ، او همه تو ، ما همه توهر که و هر کس همه تو ، این همه تو ، آن همه تومن که به دریاش زدم ، تا چه کنی با دل منتخته تو و ورطه تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 22:23

چقد خوبه حالم با حال تو ، چقد حرف دارم از این زندگی تو تحویل امسال ِعید منی ، مهم نیست بعد از این بهم چی بگی ماهی قرمز اشک شوقت میشم ، که شاید پشیمون ِرفتن بشی با هم سبزه هامونو گره میزنیم ، شاید یکدفعه عاشق من بشی ! نترسون منو ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 22:23

مرثیه را چگونه بیاغازم یاران! تا معنی شریف حقیقت را ضایع نکرده باشم؟ از هیبت سیاه کدامین سال و محنت بزرگ کدامین فصل از لجّه های شرحه شرحه ترین زخمهای دل و دردناکی جراحت بی التیام عشق ، یا از غم همیشه ی تنهایی ؟ آه از چه بگویم؟ ای هم عذابان همفریادان ! آن واژه ی قدیم همیشه نام مقدّری که زیباترین کلام انسان بود و سالیان سال در پشت تاول عمیق حافظه ام از یاد رفته است. آن با شکوه ترین واژه را بخاطرم بیاورید! تا آن ترانه ی عزیز و قدیمی را با لحن آشنای عشق بیاوازمو راه پر مخافت فردا را آسوده تر بیاغازم. اینک هزار سال گویی از اوّلین نگاه عاشقانه ی ما می گذرد ، آری عزیز! یک لحظه بی تو بودن قرنی شقاوت تنهایی است در دیدگاه باطنی من. جز چشمان خوب تو ای دلفریب ! در گذرگاه چشمان من منظره و ابدیّـتی نیست .--------------------------ابراهیم منصفی ادامه مطلب

برچسب: مرثیه,مرثیه برای یک رویا,مرثیه خوانی, نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 13:45

آدمی نیاز مبرم دارد
که شعر بخواند
آزاد باشد
و گاهی نیز باران ببارد
--------------------

 سید علی صالحی


برچسب: آدمیرال کوزنتسف,آدمی خوارند اغلب مردمان,آدمی در عالم خاکی, نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 13:45

این که آدم در یک زمانه ی خاصی به دنیا آمده باشد و خواه ناخواه، زندانی همان زمانه باقی بماند، هم ناجور است هم ناحق. نمونه ی کامل جبر تاسف انگیز هستی. به این ترتیب، آدم نسبت به گذشتگان به طرزی ناجوانمردانه، برتری پیدا می کند، در حالی که در مقایسه با آیندگان، دلقکی بیش نیست.------------------------ دانیل کلمان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین پارسامنش تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 13:45

صفحه بندی